جهان سوم و مردم
در جهان سوم مردم همیشه ناراضی هستند
حکومتهای جهان سوم چه در نهایت خیانت باشند و چه در نهایت خدمت، رفتار مردم با آنها تفاوتی نمی کند.مردم جهان سوم از ثروتمندان، فقر و اختلاف طبقاتی متنفرند. قادر به ارزیابی حکومتها هم نیستند " زیرا حداکثر کاری که حکومت میتواند انجام دهد مشخص نیست " . مانند هر کودکی از نظم دهنده و ناظم متنفرند، ناظم همیشه شبیه به ظالم بنظر میرسد بخصوص برای کودکان. حکومتها بعلت آنکه دارای ثروت و قدرت زیادی هستند همیشه مورد بدبینی مردم قرار دارند. تمام رفتارهای سیاسی ملل جهان سوم از همین چند علت خارج نیست.
چاره ای نیست جزاینکه شخصیت شناس شویم و انتخاب کردن را بیاموزیم.هیچ مردمی به خوشبختی نخواهند رسید مگر آنکه،" " بین بد و بدتر ، بد را دوست داشته باشند و به بد احترام بگذارند " "
ملتی خوشبخت خواهد شد که در بین همان بدهای موجود، بهترین را انتخاب کند و در کوچه و پس کوچه ها و در بین ناشناخته ها بدنبال ناجی نگردد!!
ملتی روی خوشبختی را خواهد دید،که نمره 17 را بهترین نمره بداند، وقتی شخصیتی در جامعه ظهور کرد با نمره 17، "" همان جا متوقف شوند "" محکم پشت سر 17 به ایستند، به او عشق بورزند و احترام بگذارند، " از تمام خطاهای کوچک و بزرگش نیز بگذرند" ، و مانند کودکان برای رسیدن به 20 خود را سرگردان و بلاتکلیف نکنند.
ملتی خوشبخت خواهد شد که بداند،" " شخصیت بزرگ، بمعنی شخصیت بی عیب نیست " "
شخصیت شناس نخواهیم شد مگر آنکه دندان طمع همراه با خوشبینی را بکشیم.
بدانید که شخصیتهای بزرگ در هر حال این دو ویژگی را دارند :
1- اهل سازندگی هستند.
2- اهل درگیری نیستند.
----------
به یاد غلامعلی یوسفی - چقدر دلم براش تنگه
آزارم میدهد دیدن آن منظره كه مادری كودكش را سیلی میزند ،ولی كودك باز هم دامانش را رها نمیكندكجاست آن قاضی تا حكم كند كه سرچشمه محبت ، مادر است یا كودك(حسین پناهی)